معنی من

من معنی گم شده ی تاریخم که در صفحه ای کوچک خلاصه شده ام

هنوز سرما پشت شیشه ی پنجره ام اجازه ی ورود می خواهد هنوز به قفل پنجره می نگرم باز صدای زنجره از باغچه به گوشم میرسد دستان قفل شده ام آرزوی باز کردن اولین دریچه را دارند و من ناتوان تر از همیشه باز به قفل می نگرم پروانه ای از پشت شیشه پنجره مرا می خواند دستان سردم را به شیشه می چسبانم هنوز سرما اجازه ی ورود می خواهد و من باز به پنجره می نگرم پروانه را می بینم او در مقابل باد در پرواز است اوج می گیرد به نور میرسد ذره ای از خورشید می شود و من در آرزوی گرما دست می برم و پنجره را می گشایم سرمایی که می آید از وجود گرم من مثل آتشی سوزان به آسمان میرود کاش زودتر می فهمیدم که من نیز خورشیدم
نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |