معنی من

من معنی گم شده ی تاریخم که در صفحه ای کوچک خلاصه شده ام

وقتی کودکی بودم سوار بر پشت پدر می شدم و احساس می کردم از همه بزرگترم سرم را سوی آسمان بلند می کردم حتی ماه را هم نزدیک تر می دیدم آنقدر به خود می بالیدم که خستگی پدر را فراموش می کردم یادم می آید همزمانی که مرا به زمین می گذاشتند حس دلتنگی ای وجودم را می گرفت و تا ساعت ها به ماه نگاه می کردم تا باز به او برسم از آخرین باری که از پشت پدر پایین آمدم سال ها می گذرد اما من هنوز شب ها به ماه می نگرم
نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۳ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |