معنی من

من معنی گم شده ی تاریخم که در صفحه ای کوچک خلاصه شده ام

هر صبح که بر می خیزم از خود می پرسم :

چرا مرا دوست داری؟

هر بار که فراموشت می کنم و سرگرم به دنیا ی خویش می شوم  و فقط هنگام سختی ها تو را به یاد می آورم و دست به دامانت می گردم و ......

 ولی تو همیشه مرا یاری می کنی!

به راستی چرا مرا دوست داری؟

هر فریادی که از روی خشم و سختی به خود و آفرینشم می زنم و از تو گلایه می کنم و حتی .......

ولی تو هیچگاه از من دلخور نمی شوی!

تو مرا دوست داری.

می دانم.

اما من چه؟

کوچکتر از آنم که عشقت را به گردنم آویختی!

من و این همه سختی .......... چرا؟!

با همه ی گله ها باز هم تو مرا دوست داری...

.......می دانم.......

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱٦ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ توسط الهه نظرات () |