معنی من

من معنی گم شده ی تاریخم که در صفحه ای کوچک خلاصه شده ام

و آینه می نگرد به گذر زمان ، به روز های خاکستری که مانده بودم در گذشته های گذشته ........

اسیر زندگی در دلها یی غم گرفته یا حتی مرده!

زمان می گذشت و من به غبارش هم نرسیدم.

آسمان با غرشی سوزان مرا می خواند

من منتظر روز هایی هستم که می گذرند و خواهند گذشت.

سوار بر پشت زمان می روم به نا کجا.

نا کجایی آشنا تر از جایی که آمده ام!

زمان به غربتم معنی می بخشد : قربت!

من و تنهایی و رهایی جدا از زندگی به اوج می رسیم!

و زندگی معنا می یابد.

بدرود چهره ی هر چه دیده و شنیده شد!

درود بر معنی هر چه دیده و شنیده ام.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱٧ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |