معنی من

من معنی گم شده ی تاریخم که در صفحه ای کوچک خلاصه شده ام

من معنا دارم یا معنا می بخشم؟

می دانم که من ها تو ها و ما ها همه از یک چشمه جوشیده اند و به همان باز می گردند و می دانم در اصل من و تویی نیست و همه یک منیم .

اما این را نمی فمهمم من فقط معنی دارم یا معنی نیز می بخشم؟

آیا رشد گیاه باغچه معنی من است؟

آیا آوای این ترانه  آن من است؟

 این نقاشی کوچه ی تنها یم چی؟ 

آیا این نوشته ها معنی من اند؟

؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

نمیدانم چرا ولی گویی خودم می گویم:

 نه! اینها معنای من نیستند چون به تنهایی مال من نیستند .

ولی باز خودم می پرسم :

پس کیست که معنای مرا روشن می کند؟

اینبار می شنوم :

آنکه به حنجره ات ، دستانت ، افکارت و هر آنچه داری، امانت حضور بخشیده! 

 تو زمانی معنا می یابی که امانتت را به بی جانهای چون خود ببخشی .

آنگاه گیاه رشد می کند ، کوچه با چشمان من به راه می نگرد  ، قناری با من هم آواز می شود و تو  همراه خطوطی می شوی که از اشک قلم ، سیاهی هدیه گرفته اند .

در آخر صفحه ای می ماند که دیگر تکراری شده ! 

 

 

پ ن : اهل پس نویس نبودم اما اهل خداحافظی هستم.

خیلی زود گذشت واقعا لذت بردم از حضور پیشتون.

ممنونم از همراهی هاتون

دیگه فرصتی واسه گفتن فعلا نیست پس خداحافظ!

راستی هرکی از هر متنی خوشش اومد بدون ذکر نام نویسنده و اجازه برش داره چون چیزی که واسه من مهمه پخش شدن معنی هاست نه....

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱٧ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط الهه نظرات () |