معنی من

من معنی گم شده ی تاریخم که در صفحه ای کوچک خلاصه شده ام

کاش آفتاب از پنجره با سرعت سیلی داغی به صورتم می زد تا من اینقدر آسوده نباشم.... کاش اطرافیان هشیارم مرا به خود آورند......... کاش سرمای زمستان و برف مرا می لرزاند و بیدارم می کرد...... این امانت دست من است ……………... کاش روزی برسد که غرورم بشکند ، روزگاری که دیگر برای تلاش دیگری چشم به راه نباشم. من زندگی می کنم و مادامی که زنده ام باید بیدار باشم ......... کی می رسد روزی که از خواب زمستانی بیدار شوم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟! کیست که به من من کمک کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/٢٤ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |