ودیعه!!!!!!!!!!!!

کاش آفتاب از پنجره با سرعت سیلی داغی به صورتم می زد تا من اینقدر آسوده نباشم.... کاش اطرافیان هشیارم مرا به خود آورند......... کاش سرمای زمستان و برف مرا می لرزاند و بیدارم می کرد...... این امانت دست من است ……………... کاش روزی برسد که غرورم بشکند ، روزگاری که دیگر برای تلاش دیگری چشم به راه نباشم. من زندگی می کنم و مادامی که زنده ام باید بیدار باشم ......... کی می رسد روزی که از خواب زمستانی بیدار شوم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟! کیست که به من من کمک کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

/ 0 نظر / 10 بازدید