و ........

آسمان آرام و سبک بال همچون کبوتری آزاد به من مینگرد.

و زمین می شنود ، آوایی رساتر از فریاد آبشار را.

صدای خرد شدن تنی ضعیف زیر باری سنگین تر از وجود!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ابر می بارد.

روز شب می شود و شب روشن.

آسمان ایستاده.

و من خمیده تر از قبل در انتظار...

آسمان می نگرد ، ابر می بارد و زمین

  می گردد...

من روزی می شکنم.

باز هم آسمان و زمین و ابر می نگرند...

و منی دیگر می شکند .

و ... ... ...

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینب

سلام خانم. ممنون سر زدی. متن قشنگی بود. [گل]

فریاد

درود ممنون ازینکه خبرم کردی ... نثرت مفهوم لطیف و جالبی داشت اما فکر می کنم کمی باید روی تشبیهاتش کار کنی ..به عنوان مثال به نظر من تشبیه آسمان با اون همه عظمتش به یک کبوتر خیلی قابل تصور نیست ..یعنی نمیشه توی ذهن ازش تصویری ساخت.. آرامی و سبکی آسمان بسیار بشتر از کبوتره ... اما به طور کل متن زیبا و قابل تاملی بود امیدورام از گفته هام ناراحت نشی..من از اونایی که بیشتر دوستشون دارم بیشتر انتقاد می کنم !! دوستیم دیگه ؟ [گل] ضمنا وبلاگ شما با افتخار لینک شد [گل] شاد زی

ساناز

سلام خانمی...سری به من نمیزنی؟؟؟!! شعرات خیلی قشنگه[چشمک]

برگ

بیا چون ما شو ای مه رو نه نعمت جو نه دولت جو

روح افزا

جهانی هیچ و ما هیچان خیال و خواب ما پیچان وگر خفته بدانستی که در خوابم چه غم بودی

امیررضا

با اجازه لینک می کنم ایراد که نداره[چشمک]

آناهیتا

سلام دوست من شبت بخیر دوست من از اینکه به دفتر خاطرات من اومدی و نظر دادی ازت ممنونم. از تبریکتم ممنون. شب خوبی داشته باشی.

سیاوش

سلام منم اوووومدم چون که خواسته بودینها البته اگه نمی خواستین هم شاید شاید میومدم ، دینمم ادا شد خوبه . همین حالا . چرا شکسته ای انتظار چه می کشی سنگینیه بارت ز چیست غمگین می زنی به چه معناست !؟

مهدی

درود.بروزم.[خداحافظ]