خواب؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دانم چرا اینقدر خوابم می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دانم چرا با اینکه تو را همیشه میبینم و همیشه گرمی آغوشت را حس کرده ام ...............

هرگاه سختی اجبار زندگی به من فشار آورد تو را می خوانم ......................

اما چرا در فهمیدنت اینقدر ناتوانم؟!؟!؟!؟!؟!؟

نمی دانم چرا هنوز هم خوابم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

/ 2 نظر / 9 بازدید
دلنوشته

حقیقت شبیه گفتن نگفته ها است درست یا غلطش را هیچ کس نمیداند چون هرکسی از جای خود آسمان را نظاره میکند بی توجه به آنکه آسمان همواره یکیست! پس قول میدهم آسمانم را آسمانی نظاره کنم تا حقایقی که حقیقت دارند خود طوری گفته شوند که فقط نیاز باشد انسان باشی تا بفهمی............[گل] الهه

Farid

salam,mamnoon az inke be man sar zadi webe bahali dari,maro faramosh nakon[گل][گل][شوخی]